تبليغاتX
ღღღ¸.•*´¨پارادوکس¨`*•.ღღღ


















ღღღ¸.•*´¨پارادوکس¨`*•.ღღღ

....تا اطلاع ثانوی(کنکور) عاشقی تعطیله دیگه

بخون عبرت بگیر


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/11/30ساعت3:4 PMتوسط ღღღغزل و عسل ღღღ | |

                                                                                                                     

           من خدا را شاکرم                                                                                                

من خدا را شاكرم از اينكه قلب رئوفي دارم افرادي وجود دارند كه به

 

 خاطر قلب همچون سنگشان  توانايي متاثر شدن را ندارند

 

من خدا را شاكرم از اينكه مي توانم راه بروم اتسانهايي وجود دارند كه هنوز نتوانستهاند اولين گام را بردارند

 

من خدا را شاكرم كه ميتوانم ازادانه حركت كنم وعقايد و باورهايم را بيان كنم انسانهايي وجود دارند كه هميشه با ترس زندگي مي كنند

 

من خدا را شاكرم كه ميتوانم زيبايي هاي اطرافم را ببينم افرادي وجود دارند كه هميشه دنيا برايشان تيره وتار است

 

من خدا را شاكرم از اينكه ميتوانم كار كنم انسانهايي وجود دارندكه حتي براي اساسي ترين احتياجات خود به ديگران وابسته اند

 

من خدا را شاكرم از اينكه صبح ها مي توانم از خواب بيدار شوم و در هواي تازت نفسي بكشم انسانهايي وجود دارند كه اين حالت هرگز برايشان ميسر نيست

 

+نوشته شده در 86/11/26ساعت11:31 AMتوسط | |

 

ولنتاين يا همان روز عشاق هر ساله در سراسر جهان در 14 فوريه برابر با 25  بهمن  جشن گرفته ميشود.

* سمبلهاي ولنتاين را در ادامه مطلب مشاهده کنید:

                                    غزل و عسل

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/11/25ساعت2:49 PMتوسط ღღღغزل و عسل ღღღ | |

من نباشم

 

 من نباشم کی تو رؤیا ، موهاتو ناز می کنه ؟
 کی با بالای شکسته با تو پرواز می کنه ؟
 راس بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
 کی میاد دونه دونه با حوصله باز می کنه ؟
 من نباشم کی می شینه تا سحر بالای سرت ؟
 کی میاد برداره اشکو از رو چشمای ترت ؟
من نباشم کی میاد موقع رفتن اشکاشو
می کنه بدرقه ی راه بلند سفرت ؟
 من نباشم کی گلای خواهشت رو آب میده ؟
کی به فریادت با حس عاشقی جواب می ده ؟
 راس بگو به غیر من کدوم دیوونه ای میاد
 واسه هر اشاره کردنت دو تا کتاب می ده ؟
 من نباشم کی میاد با خواهش و با التماس
 با یه عالم گل ارکیده و کلی گل یاس
 منت چشماتو می کشه فقط به این امید
 که بهش بگی برو ، شعرای تو پر از خطاس
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره ؟
 کی میاد دنبال تو تو رو تا خورشید می بره ؟
من نباشم کی میگه همیشه حقا با توا ؟
 واسه ی خاطر تو جون می ده پشت پنجره
 من نباشم کی می باره تو زمون تشنگیت ؟
 کی می خواد تو رو مث من تو تموم زندگیت ؟
 من نباشم کی با چشمای تو سازشش می شه ؟
 با تموم مهربونی و غم و دیوونگیت
من نباشم کی واسه خوابت لالایی می خونه ؟
 تو تو هر هوایی باشی ،‌ باز تو دنیات می مونه ؟
 من نباشم کی بهت می گه بازم عاشقتم ؟
اگه حتی دلمو بشکنه و برنجونه
 من نباشم کی تحمل می کنه کار تو رو ؟
 با رقیب گشتنا و اذیت و آزار تو رو
 تو خودت داور میدون شو بگو من نباشم
 کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو ؟
من نباشم کی برات قصه می گه تا بخوابی ؟
کی میاد سراغ رؤیات تو شبای مهتابی ؟
 من نباشم کی بیداره تا تو خوابت ببره ؟
 کی قایم می شه لای ابرا که راحت بتابی ؟
 من نباشم کی کلافت می کنه با سوالاش ؟
کی تو رو بهم می ریزه ، با بیان خیالاش ؟
 ولی بی انصافیه ،اینم بگم ، من نباشم
 کی تو نامه جای اسمت ماهو می ذاره بالاش ؟
 من نباشم کی تو هر چیزی بگی گوش می کنه ؟
 کی به خاطر تو دنیا رو فراموش می کنه ؟
 من نمی گم تو بگو که کی زمون قهر تو
 همه ی مردم دنیا رو سیاپوش می کنه ؟
 من نباشم کی تو رؤیا درو روت وا می کنه ؟

 


 هر چی که گم می کنی یه جوری پیدا می کنه
واسه ی من افتخاره ، نگی منت می ذاره
ولی که اندازه ی من ، زیبا ‌زیبا می کنه ؟
من نباشم کی به مرغ عشق تو دونه می ده ؟
 کی به طاووس قشنگ آرزوت لونه می ده ؟
 کی به اون سری که توش عشق یه آدم دیگس
 با نهایت جنون و عاشقی شونه می ده ؟
 من نباشم کی واست حرفای رنگی می زنه ؟
 دیگه کی حرف چش به اون قشنگی می زنه ؟
 کی میاد به جای طرحای قدیمی و زیاد
روی نامه طرح برگ توت فرنگی می زنه ؟
 من نباشم کی میاد انقدر برات دعا کنه ؟
 هر چی برگردونی رو تو ، باز تو رو صدا کنه
 کیه که بدونه دیشب با رقیبش بودی و
 انقد عاشقت باشه ، بازم بهت نگاه کنه ؟
 من نباشم می دونم تو استراحت می کنی
 اولش ساده به این نبودن عادت می کنی
 اما وقتی فهمیدی راس راسی عاشقت بودم
 نمی گی اما یه کم ، احساس غربت می کنی
 من نباشم اگه حس کردی یه کم غریب شدی
 از یه عاشق یا یه شمع سوخته بی نصیب شدی
 بنویس رو کاغذ و بده دس باد بیاره
 بنویس فقط تویی ، چون دیگه بی رقیب شدی
 من میام گذشته رو می دم دس آب روون
 بعدشم با التماس بهت می گم دیگه بمون

 

 


اگه پای کسی تو زندگی ما وا نشه
می تونیم با هم بریم تا هفت تا شهر آسمون
 من نباشم یه روز امتحان کن و بگو چی شد
 اگه امتحان می کردی تو ، چه قد چیزا می شد
 بعد امتحان اگه یه وقت کسی بود مث من
 نشونم بده بگو شاگرد اولت کی شد ؟
 من نباشم می دنم فکر می کنی خود خواهیه
 ولی این حقیقته ، قصه آب و ماهیه
 هیچ کسی نمی تونه انقد دوست داشته باشه
 عشق من یه عشق آسمونی و الهیه
من نباشم ولی نه ،‌ باید خودت بگی بیا
 تو باید فرقی بذاری میون عاشقیا
 دیگه ما تو عصرمون لیلی و مجنون نداریم
قلبامون سنگی شدن ،‌ رنگ دلامونم سیا
 من نباشم به خدا قدر تو رو نمی دونن 
 دوس دارن باهات بسازن و لیکن نمی تونن
 من می رم تا که نباشم ولی یک چیزو بدون
 اونا هیچ کدومشون آخر باهات نمی مونن


 

+نوشته شده در 86/11/23ساعت7:23 PMتوسط ღღღغزل و عسل ღღღ | |

سلام  بچه ها من اومدم 

روزای سختی بود .داغون داغونم .دستم شکسته و........

یه تشکرم به بچه ها بدهکارم بابت دعا..... 

ولی....

یه خبر بدمامان بزرگ غزل بازم حالش بد شده.براش دعا کنید

+نوشته شده در 86/11/12ساعت12:30 PMتوسط | |

داریم به ولنتاین نزدیک میشیما چیزی نمونده


ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/11/11ساعت2:33 PMتوسط ღღღغزل و عسل ღღღ | |

تقدیم به زانیار که شاگرد دوم شده

             حسرت داشتن تو

 مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه
 حسرت داشتن تو ،‌پیر شده ، عینک می زنه
 صورتم سرخ شده بود ،‌اما حالا کبود شده
 جدایی یه عمر داره توی اون چک می زنه
 اونی که من نمی خواستمش ولی منو می خواست
 منو می بینه یه وقت ، دوباره چشمک می زنه
 یادته مشروط دوست داشتن تو شدم یه عمر ؟
 هنوزم کامپیوتر داره برام تک می زنه
حالا که گذشت و رفتی و منم تموم شدم
 مث تو کی آدمو جای عروسک می زنه ؟
 دیشب از خواب پریدم خوب شد ، آخه دیدم یکی
داره به ماشین تو ، هی گل میخک می زنه
 تو که تنها نبودی ،‌یکی پیشت نشسته بود
 بگذریم این دل من همیشه با شک می زنه
 اونی که بهم می گفت دوست دارم دوسم نداشت
 دیده بودم واسه ی دختره سوتک می زنه
باورت می شه هنوز عاشقتم اون روز خوب
 دل هنوز واست « تولدت مبارک » می زنه
 تو زیاد دوسم نداشتی ، خوب مقصر نبودی
 کی میاد امضا زیر قول یه کودک می زنه ؟
 نه که بچه ها بدن ،‌ پک و زلاله قلبشون
 ولی نبض عقلشون یه قدری کوچک می زنه
 فکر نکن فقط تویی رسمه یه وقتا حوصله
 میره آسمون ، خودش رو جای لک لک می زنه
 دختر همسایه مون ، نمی دونه دوس نداری
 داره دور قاب عکست گل و پولک می زنه
نه که فکر کنی به تو نظر داره ، می کشمش
 مثلا داره رو زخمام گل پیچک می زنه
 کارش این نیس ، طفلکی شب تا سپیده می شینه
 گل و بوته و شکوفه روی قلک می زنه
 راستی من چرا تو نامم اینا رو به تو می گم
 نمی گم گوشای رؤیام دیگه سمعک می زنه
 جز واسه نوار تو که توش صدای نازته
 به نفس هام طعم عطر سیب قندک می زنه
 نامه مو جواب نده ،‌دوسم نداشته باش ولی
 نذا اصلا نزنه قلبی که اندک می زنه
 پیش هیچ کسی نرو ، حلقه دس کسی نکن
 چون گناهه ، من هنوز دلم برات لک می زنه

 

من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام

 عطر زرد گل یاس رو نمی خوام
 نمره ی بیست کلاسو نمی خوام
 من فقط واسه چش تو جون می دم
 عاشقای بی حواسو نمی خوام
 من تو رو می خوام اونارو نمی خوام
 نفسم تویی هوارو نمی خوام
 عشق رو نقطه ی جوشو نمی خوام
 دوره گرد گل فروشو نمی خوام
 اونی که چشاش به رنگ عسله
مجنون خونه به دوشو نمی خوام
 من تو رو می خوام اونارو نمی خوام
 نفسم تویی هوارو نمی خوام
 من کسی با قد رعنا نمی خوام
 چشای درشت و گیرا نمی خوام
دوس دارم قایق سواری رو ، ولی
 جز تو از هیچ کسی دریا نمی خوام
من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
 نفسم تویی هوارو نمی خوام
 موهای خیلی پریشون نمی خوام
 آدم زیادی مجنون نمی خوام
 می دونی چشم منو گرفتی و
 جز تو هیچی از خدامون نمی خوام
 من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
 نفسم تویی هوا رو نمی خوام
 چشم شرقی سیاهو نمی خوام
 صورتای مثل ماهو نمی خوام
 آخه وقتی تو تو فکر من باشی
 حق دارم بگم گناهو نمی خوام
 من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
 نفسم تویی هوا رو نمی خوام
 حرفای نقره ای رنگ رو نمی خوام
 او دو تا چشم قشنگو نمی خوام
 حتی اون که بلده شکار کنه
 صاحب تیر و تفنگو نمی خوام
 من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
نفسم تویی هوا رو نمی خوام
 شعرای ساده و تازه نمی خوام
 اونکه می گه اهل سازه نمی خوام
 من دلم می خواد تو رو داشته باشم
 واسه ی اینم اجازه نمی خوام
 من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
 نفسم تویی هوا رو نمی خوام
 سفر دور جهانو نمی خوام
 رنگای رنگین کمانو نمی خوام
 لحظه و ساعت عمر من تویی
 تو که نیستی من زمانو نمی خوام
 من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
 نفسم تویی هوا رو نمی خوام
فالای جور واجور رو نمی خوام
 نامه های راه دور و نمی خوام
 واسه چی برم ستاره بچینم
 ماه من تویی که نور و نمی خوام
 من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
 نفسم تویی هوا رو نمی خوام
 آذر و خرداد و تیر نمی خوام
آدمای سر به زیر نمی خوام
 من خودم تو چشم تو زندونیم
 حق دارم بگم ، اسیرو نمی خوام
 من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
 نفسم تویی هوا رو نمی خوام
 حرف خیلی عاشقونه نمی خوام
 دل رسوا و دیوونه نمی خوام
یا تو ، یا هیچکس دیگه به خدا
 خدا هم خودش می دونه ،‌نمی خوام
 خرداد و اردی بهشت و نمی خوام
 بی تو من این سرنوشتو نمی خوام
 یکی پرسید اگه آخرش نشه
 حتی این خیال زشتو نمی خوام
 من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
 نفسم تویی هوا رو نمی خوام
 بی تو چیزی از این عالم نمی خوام
 تو فرشته ای من آدم نمی خوام
 می دونی خیلی زیادی واسه من
 همیشه عادتمه ،‌کم نمی خوام
 من تو رو می خوام اونا رو نمی خوام
 نفسم تویی هوا رو نمی خوام
 من و باش شعر و نوشتم واسه کی
 تویی که گفتی شما رو نمی خوام

منو ببخش

زیبا من چیا بگم عاشقی باورت می شه ؟
 تو که خیلی بهتر از ما این چیزا سرت می شه
 چشمای ناز تو که وا میشه ، آفتاب می زنه
 تازه وقتی تو بگی صورتشو آب می زنه
 من بگم دوست دارم با چه رقم یا عددی
 تو که بینهایتو قشنگ تر از من بلدی
 مژه هات شعر بلند ناتمومه به خدا
 عاشق کسی شدن جز تو حرومه به خدا
 با غمت هزار تا خنجر تو دلم فرو می ره
 ماه اگه برق چشاتو ببینه از رو می ره
 زیبا چشم تو اگه با رؤیاهام قهر کنه
 آسمون دلش می خواد شهر و پر از ابر کنه
 چه قدر اسمتو نوشتم روی هر صخره و سنگ
 چه قدر کشته منو اون دو تا چشمای قشنگ
گفتی فاصلس میون من و رؤیاهام با تو
 باشه اما نمی دم هرگز به هیچکسی جاتو
زیبا وقتی که خونت پیش مدیترانه بود
 دل من واسه سفر منتظر بهانه بود
 زیبا اسمت که میاد بدجوری دیوونه می شم
ولی گفتی قصه شو که نمیشه بیای پیشم
 زیبا تو فرشته ای ، اهل یه جایی تو بهشت
 نمی شه هم عاشق تو بود و هم واست نوشت
 از حسودیم نمیشه بسپرمت دست خدا
 جام چه قدر مشخصه ، تو نقشه ی دیوونه ها
 زیبا آتیش می زنه دل منو اخمای تو
 نکنه اضافه شن با عشق من زخمای تو
 زیبا ناز کن که چشات ، ناز خریدنی داره
 اون چشات گلی ستاره های چیدنی داره
 مال هیچ کسی نشو چون اینجاها فرشته نیس
 عشقا و عاشقیا تلخه مث گذشته نیس
 گفتی فاصله س میون فکرمو ، حقیقت
 کاشکه داشتم یه ذره فقط یه کم لیاقت
تشنه بودم واسه ی شنیدن یه دنیا حرف
تو یه کم گفتی و بعدش دوباره سکوت و برف
 جای برفا روی کاغذ می شه نقطه چین گذاشت
 حرف تو بشه باید این قلمو زمین گذاشت
 عمریه موندم توی مصراع اول چشات
 فقط این فعلو بلد شدم که می میرم برات
اگه بین همه تو دنیای ما جنگ بشه
 عشق من محاله به چشم تو کمرنگ بشه
 اگه باورت نشد بذار زمان نشون می ده
 جواب سوالای سختو همیشه اون می ده
 تو دوسم نداشته باش ، بازم قشنگه عالمت
 کسی که می دونه اما می نویسه مریمت
 زیبا کاری اگه کردم و تو رنجیدی ببخش
 دنیا باید بدونن فرشته ای ، پس بدرخش


وقتی رفتم

یچکی از رفتن من غصه نخورد
 هیچکی با موندن من شاد نشد
وقتیرفتم کسی قلبش نگرفت
بغض هیچ آدمی فریاد نشد
وقتی رفتم کسی گریش نگرفت
اشکشو کسی نریخت پشت سرم
راستی که بی کسی درد بدیه
منم انگار همیشه تو سفرم
وقتی رفتم کسی غصش نگرفت
وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد
دل من می خواس تلافی بکنه
پس چش هیچ کسی عاشقم نکرد
وقتی رفتم ، نه که بارون نگرفت
هوا صاف و خیلیم آفتابی بود
اگه شب می رفتم و خورشید نبود
آسمون خوب می دونم ، مهتابی بود
چشمی با رفتن من خیره نموند
به در و به آسمونو پنجره
می دونم ، خیلیا گفتن چیزی نیس
ماتم نداره ، بذار بره
 وقتی رفتم کسی اشکش نیومد
 نیمود هیچ جا صدای گریه ای
 توی این دنیای بد ، هیچکی نداشت
از سفر رفتن من ، گلایه ای
هیچ کسی نگاش برام ابری نشد
 زلزله ، هیچ دلی رو تکون نداد
 راس راسی ، واسه کسی مهم نبود
 نه که فک کنی بود و نشون نداد
 چهره ی هیچ کسی پژمرده نبود
 گلا اما همه پژمرده بودن
 کسایی که واسشون مهم بودم
 همه شاید یه جوری مرده بودن
 کی می رم کجا می رم ، میام یا نه
 کسی لااقل اینو سوال نکرد
 انگاری می خوام برم خرید کنم
 هیچ کسی چیزی نگفت ، حلال نکرد
دم رفتن کسی حرفی نمی زد
همه سکت بودن و بی سر و صدا
یه نگهبان که ما رو نگا می کرد
 زیر لب گفت ، به سلامتی کجا ؟
اشک و خندم دو تایی کنار هم
با یه لحن مهربون جواب دادن
انگاری یه عالمه کوهای سخت
از رو شهر شونه ی من ، افتادن
 این سوال مهربونو ، بی ریا
 پرسش ساده ی یه غریبه بود
کسی که اسم منم نمی دونست
زیر چشماش غمی بود ، داغ و کبود
شعرمو باید یه جور عوض کنم
یا بذارمش همینجور بمونه
ته قلبم می خوام این حقیقتو
هر کسی دوس داره شعرو ، بخونه
دم رفتن کسی گفت سفر به خیر
که واسم غریب و ناشناخته بود
اما اون وقتی رسید که قلب من
 همه ی آرزوهاشو باخته بود
بهتره اهالی رویامونو
بدون توقعی ، جواب کنیم
نباید حتی رو بهترین کسا
توی بدترین جاها ، حساب کنیم


+نوشته شده در 86/11/10ساعت4:26 PMتوسط ღღღغزل و عسل ღღღ | |

سلام یه خبر خوش

عسل امروز به هوش اومده تا آخر همین هفته ترخیص میشه دیگه بقیش با خودش شاید جمعه آپ کنه 

 

 

باران

 

صدایی می آید. صدایی دلنواز و آشنا. آری او دوباره آمده تا با ترنم صدایش دلها را رها کند و آن را شست و شو دهد. آری باران می آید و من تو را به یاد می آورم و قامت تو را در بین قطرات باران در ذهنم  به تصویر میکشم. و تو مرا به سوی خود فرا میخواندی و میگفتی بیا تا با هم رها شویم. رهایی زیباست بیا تا با هم باشیم.

و من در سکوت شبی بارانی با تو میثاق این عشق را بستم . ولی چیزی در درونم مرا میترساند اینکه نکند تو روزی بروی و میثاق این عشق را بشکنی و مرا تنها بگذاری... و من به یاد دارم تو به من قول دادی تا آخر عمر در کنارم بمانی.

سالها از آن شب بارانی میگذرد وترسی که در وجودم بود به حقیقت پیوست

تو رفتی و مرا در ظلمت این شب و اوهام آن تنها گذاشتی

ولی من میدانم بالاخره این روزها به پایان میرسد و من به سوی تو اوج میگیرم...

 

 عسل

+نوشته شده در 86/11/06ساعت1:21 PMتوسط ღღღغزل و عسل ღღღ | |

اين تقصير دانش اموزان نيست كه قبول نمي شوند

به خاطر اينكه سال فقط 365 روز دارد .

1-جمعه ها 52 در سال و ميداني كه جمعه ها براي استراحت ايت روزهاي باقي مانده 313

2-تعطيلات تابستاني 50 روز كه معمولا در هواي گرم درس خواندن خيلي مشكل است روزهاي باقي مانده 263

3-8 ساعت خواب روزانه به معني 30 روز.- روزهاي باقي مانده 141 روز

4-1ساعت براي بازي روزانه به معني 15 روز-. روزهاي باقي مانده126 روز

5-روزانه 2سا عت براي خوردن وديگر جويدنيها به معني 30 روز

6-يك ساعت براي حرف زدن به معني 15 ساعت .مي ماند 81 روز

7-روزها ي امتحان هر ساله 35 روز مي ماند 46روز

8-اعياد و روز هاي تعطيل 40 روز .روزهاي مانده 6

9-براي بيماري حداقل3روز _مب ماند 3 روز

10-سينما وپارك و ورزش حد اقل 2روز

11-يك روز هم كه روز تولد شماست و چگونه كسي ميتواند روز تولدش درس بخواند

روزهای باقی مانده صفر

+نوشته شده در 86/11/04ساعت1:31 PMتوسط | |

اگر عقلت به تو يك چيز بگويد و قلبت چيز ديگري قبل از اينكه عملي انجام بدهي بايد تصميم بگيري ايا عقل بهتري داري يا قلب بهتري

+نوشته شده در 86/11/04ساعت1:13 PMتوسط | |

عشق باعث اين نمي شود كه دنيا به گردش در بيايد ولي عشق چيزي است كه باعث مي شود عشق ارزش پيدا كند

فرانكين پ .جونز

 

پل هاي پشت سرت را خراب نكن -در طول ندگي متعجب خواهي شد از اينكه واجب است چند بار ديگر از همان راه عبور كني

ياد بگير( نه )بگويي مودبانه و ارام

+نوشته شده در 86/11/04ساعت1:10 PMتوسط | |

زماني كه زندگي براي تو به پايان ميرسد و تمام روشاناييها از بين ميرود

و تو نا چاري قدم در تاريكي ونا سناخته ها بگذاري

باور كن 2چيز ممكن است اتفاق بيفتد .ممكن است زميني سخت زير پايت قرار بگيرد تا خودت را نگاه داري و شايد ياد بگيري پرواز كني

پاتريك اروتون

+نوشته شده در 86/11/04ساعت1:9 PMتوسط | |

زندگي براي چيست ؟ براي شما!

زندگي را بايد زندگي كرد .امروز ممكن است روزي باشد كه شما فردا ارزو خواهيد كرد برمي گشت .بنا برين بازوانت را باز كن و همه را در اغوش بگير .اين لحظات به تو تعلق دارد .اين زمان ماجرا جويه توست .ريسك كن وتلاش وعشق وزندگي حقيقتا كه تو و ديگران اين موقعييت را بدست نخواهي اورد همه چيز فقط يك بار يكبار در زندگي تجربه ميشود

فقط يكبار

+نوشته شده در 86/11/04ساعت1:6 PMتوسط | |

عکسای خوشگل از دخترای خوشگل
ادامه مطلب

+نوشته شده در 86/11/04ساعت10:55 AMتوسط ღღღغزل و عسل ღღღ | |


همه ميگن تو منو دوست نداري


همشون پشت سرتوبد ميگن


نميدونن تو از آسمون مياي


خودشون اهل يه دنياي ديگن


همه ميگن اسمشه تو با مني


توي قلب تو يه كم جا ندارم


روي اسم تو بايد خط بكشم


برمو چشماتو تنها بذارم


 


نميدونن تو بهونه ي مني


نميدونن تو بهونه ي مني


نميدونن تو از آسمون مياي


نميدونن كه تو دل نميشكني


 


تو رو با خيليا ديدن همشون


همه ميگن بي وفايي ميكني


به منم ميگن داري محبتو


از چشاي اون گدايي ميكني


اونا از چشاي تو بي خبرن


نميدونن كه نگات نفس داره


اونا غافلن كه چشم روشنت


توي نور ماه نقره دست داره


 


همه ميخوان كه ازت دست بكشم


همشون بهم ميگن ديوونه اي


نميدونن تو بهونه ي مني


معني شعراي عاشقونه اي


 


نميدونن تو بهونه ي مني


نميدونن تو بهونه ي مني


نميدونن تو از آسمون مياي


نميدونن كه تو دل نميشكني

 

 

ديگه پرده ها رُ بايد بکشيم
پرده هاي رو به ايوون مي گم
دختر خاطره ها خوابه هنوز
دختر شاه پريونُ  مي گم
ما مي خواستيم اما دنيا نمي خواست
جاي امني برا عاشقا باشه
دستامون تو دستاي هم بمونه
دلامون تو آسمون رها باشه
خيلي سخته اما فانوس دلُ
آروم آروم ديگه خاموش مي کنيم
هر کي تو چشماي ما زل زد و رفت
مث آيينه فراموش مي کنيم
دلمون مثل دلاي قديمي
عشقُ تو شعراي تازه دوس داره
اما دنيا پر تابوته هنوز
تا بخواي جنگ و جنازه دوس داره
ما توي تُنگ بلوريم مگه نه ؟
چرا مثل ماهيا گريه کنيم
هيچکي اشکامونُ باور نداره
چرا صد سال سياه گريه کنيم

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در 86/11/01ساعت2:55 PMتوسط ღღღغزل و عسل ღღღ | |